0

یاد بگیرید که از نسخه بتا خود لذت ببرید

بازدید 4


7 دقیقه خواندن

این مقاله از زبان ما ترجمه شده است نسخه اسپانیایی با استفاده از فناوری های هوش مصنوعی ممکن است خطاهایی به دلیل این فرآیند وجود داشته باشد.

نظرات بیان شده توسط کارآفرین مشارکت کنندگان خودشان هستند

یادم هست چگونه وقتی بزرگ می شدم ، زانوهایم درد می کرد. پدرم همیشه این را به من می گفت ، بارها ، بزرگ شدن درد دارد ، اما در نهایت معمولاً ارزشش را دارد. و این است که با نگاهی به گذشته ، یکی از ایده هایی که بیشترین احساس / غرور را در من ایجاد می کند ، پذیرش آن است نسخه فعلی خودم هیچ ربطی به سالهای قبل ندارد ، و بالاتر از همه، حتی از راه دور به نسخه ای که من روزی تبدیل خواهم شد نزدیک نیست به

تصور کنید اگر همه برنامه هایی که روزانه از آنها استفاده می کنید منتظر انتشار آنها بودند (امروز صحبت از ویژگی ها) می شد. یا حتی بیشتر از این ، اگر نسخه اولیه خود را هرگز اصلاح نمی کردند ، چه اتفاقی می افتاد؟ زندگی ما احتمالاً بسیار متفاوت خواهد بود. چگونه همه این استارتاپ ها توانسته اند زمان مناسب برای عرضه محصولات خود را بدانند و هرگز از حفظ فرهنگ نوآوری با تمرکز بر بهترین مستمر چشم پوشی نکنند؟ ما می توانیم در مورد تعداد بیشماری از فعالیتها و بیش از هر چیز در مورد ذهنیت آنها صحبت کنیم. با این حال ، ما بر روی سه مورد تمرکز خواهیم کرد: تجدید ارزیابی نمونه های اولیه و باز بودن به بازخورد و پذیرش خطا به عنوان فرصتی برای رشد.

بخشی از فرایند آزمایش و ماهیت روشهای چابک ، ارزیابی مجدد نمونه سازی است. “MVP” معروف ، یا حداقل محصول قابل اجرا از نظر مخفف آن در اسپانیایی ، این مدل محصول یا خدمات قابل فروش شما است که شرایط لازم را برای برآوردن ارزش پیشنهادی شما و عرضه به بازار دارد. همیشه با این درک که نسخه نهایی محصول شما نیست. علاوه بر این ، یک روز من آنجا شنیدم ، و نمی توانم بیشتر موافق باشم ، که اگر نگاه کردن به MVP شما باعث خجالت شما نشود ، شما برای رفتن به بازار خیلی منتظر ماندید ، چرا داشتن MVP مهم است ؟ در وهله اول ، زیرا به ما کمک می کند تا در مورد رفتار محصول خود در بازار بیشتر بدانیم تا فرضیه های خود را به شیوه ای چابک تر ، قابل اطمینان تر و با حداقل منابع تایید یا رد کنیم. از طریق این ، شما می توانید اطلاعات بیشتری در مورد “پذیرندگان اولیه” خود بدست آورید و علاوه بر این ، قصد دارید فروش را شروع کنید ، که همیشه در مراحل اولیه یک سرمایه گذاری کمک می کند. تغییر پویایی از تمرکز بر محصول و تاریخ عرضه ، به تمرکز بر مشتری و جستجوی درس از آن ، به شما این امکان را می دهد که بفهمید هر نسخه ای از محصول یا خدمات ما نمونه اولیه نسخه بعدی خواهد بود.

برای اینکه همه این “MVP” واقعاً کار کند ، یک عنصر کلیدی برای توسعه کارآفرینان و تیم های آنها وجود دارد: گشودگی به بازخورد به و این این است که اگر ما واقعاً می خواهیم یاد بگیریم ، باید گوش دهیم. اگر صادق باشیم ، چقدر پیچیده است ، گاهی اوقات ، نزدیک شدن به مردم به قصد گوش دادن به صحبت های آنها ، به ویژه هنگامی که این دقیقاً با آنچه شما می خواهید بشنوید مطابقت نداشته باشد. همه ما موافقیم که ویژگی اصلی هر کارآفرین اشتیاق است. به این معنا ، وقتی ما اینقدر “عاشق” راه حلی هستیم که پیشنهاد می کنیم. وقتی زمان زیادی (و پول) زیادی صرف توسعه آن می شود ، می فهمم که می تواند چاق شود اگر به ما بگویند که ما همیشه در تشخیص مشکل ، در راه حل یا ویژگی های آن درست نیستیم. با این حال ، باز بودن برای گوش دادن به نظرات و دیدگاه های مختلف می تواند بسیار غنی کننده باشد و ما را از آن “چرخه معیوب” که اغلب در آن قرار می گیریم ، خارج کند. بازخورد در همه مراحل یک کار ضروری است ، فقط باید بدانید که با چه کسی به دنبال آن باشید. به این معنا که، احتمالاً هنگامی که این فقط یک ایده است ، ترجیح می دهید با یک مربی ، با کارآفرینی که او را تحسین می کنید یا با فردی از صنعت که در آن تلاش می کنید ، تماس بگیرید. به هرچه مفهوم شما پیشرفته تر باشد ، باید نه تنها مایل ، بلکه دائماً به دنبال موارد بیشتر باشید بازخورد به

پذیرفتن این که همیشه حق با شما نیست ، به شما این امکان را می دهد که خطا را فرصتی برای رشد بدانید. البته اشتباه کردن بخشی از ذات انسان است. علاوه بر این ، بزرگترین پیشرفت ها در جامعه نتیجه تلاش و شکست بود و به دنبال آن تلاش مجدد (و گاهی اوقات بارها بی شمار تکرار شد). با وجود این ، و متأسفانه ، بسیاری از اوقات برای ما آسان تر است که شکست را با شکست مرتبط کنیم تا با یادگیری. تغییر این ذهنیت در کارآفرینی ضروری است ، نه تنها به این دلیل که مسیر آن به اشتباهات زیادی نیاز دارد ، بلکه به این دلیل که به یک ذهنیت رشد واقعی کمک می کند. خطر ، در صورت عدم پذیرش خطا ، این است که ترس از شکست می تواند بی حرکت شود و قطعاً خطری جزئی نیست. واقعیت این است که حتی برای انجام اشتباهات می توانیم باهوش باشیم ، بنابراین اهمیت و همچنین تبشیر در نوآوری ، شکست سریع و ارزان است. پی بردن به خطا پس از چند هفته و چند پزو سرمایه گذاری شده یکسان نیست ، پس از سالها پس انداز استفاده شده و حتی ایجاد بدهی.

هنگام خواندن این مقاله ، ممکن است فکر کنید آنچه که در اینجا نشان داده شده است ، حتی منطقی به نظر می رسد ، نه تنها اگر شما در حال انجام آن هستید ، بلکه در زندگی شخصی یا حرفه ای خود نیز کاربرد دارد. با این حال ، باید اعتراف کنم که نوشتن آن آسان تر از تمرین آن است. چرا؟ زیرا ارائه نسخه بتای شما ، یعنی پذیرفتن این که آنچه نشان می دهید فقط یک نمونه اولیه است ، باز بودن در دریافت بازخورد و پذیرفتن خطا به منظور یادگیری ، همیشه مستلزم مواجهه است ، و این می تواند مشکل باشد. با این حال ، این فرصت واقعی برای رشد است. و بله ، البته گاهی اوقات بیرون آمدن از محدوده راحتی مان باعث درد زانو می شود. حداقل چیزی که می توانم در تجربه شخصی خود به شما قول دهم این است که در نهایت ، معمولاً ارزش آن را دارد.



منبع اصلی

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

50  +    =  55