0

چگونه یادگیری کارآفرینی در باغ پدربزرگم بذر شغلی من را کاشت

بازدید 4


در کودکی خوش شانس بودم که دو مرد بزرگ در زندگی ام داشتم. پدربزرگهایم هر آنچه در مورد استراتژی و کارآفرینی می دانم به من آموختند – و همه چیز در باغی در مجارستان شروع شد.

5 دقیقه خواندن

نظرات بیان شده توسط کارآفرین مشارکت کنندگان خودشان هستند

در دهه 80 در مجارستان بزرگ شدم و بعد از ظهرها را در باغی با دو پدربزرگم گذراندم. یکی از آنها استاد شطرنج بود و برنده مسابقات بین المللی شد. من و او این بازی را با هم در باغی که پدربزرگ دیگرم مالک آن بود انجام می دادیم. این روزها که با پدربزرگهایم گذراندم به من درس های هوشمندی و استراتژی آموختند ، اما در مورد کارآفرینی نیز به من آموختند و چشم انداز آینده شغلی من را به من دادند.

مربوط: 4 ستون برای پرورش کودکان کارآفرین

روپل اشتیلتسکین امروزی

یک روز ، پس از بازی با پدربزرگ قهرمان شطرنج ، پدربزرگ صاحب باغ مرا با خود در خیابان ها و بلوارها به دنبال وسایل نقره در مغازه های پیاده فروشی برد. وقتی با دقت قاشق ، چنگال و چاقو را به او نگاه می کردم ، تعجب کردم که چرا او اینقدر قصد پیدا کردن ظروف را دارد. اینطور نبود که ما کارد و چنگال نداریم.

وقتی به خانه برگشتیم ، او مجموعه ظروف ظریف نقره ای را به من نشان داد. بسیاری از قطعات گم شده بودند و پدربزرگم دقیقاً می دانست که هنوز به چه وسایلی نیاز است. او آنها را در مغازه ها و بازارهای محلی شکار می کرد. پس از جمع آوری تمام قطعات ، او به همان مغازه های گروگان باز می گشت و مجموعه های کامل را با دو برابر بیشتر پول می فروخت. هر قطعه ظروف نقره ای به ازای هر اونس به فروش می رسید ، اما با فروش مجدد یک مجموعه کامل می توانید قیمت بسیار بیشتری را سفارش دهید.

وقتی به گذشته نگاه می کنم ، پدربزرگم را نسخه ای خیرخواهانه و مبتکرانه از Rumpelstiltskin می بینم. سرکش افسانه ای که نی را به طلا چرخاند.

این تجربه روحیه کارآفرینی من را شعله ور کرد و طولی نکشید که آن را در پیاده روهای متواضع مجارستان کمونیستی به کار گرفتم. من یک غرفه کوچک در بلوکی که ما در آن زندگی می کردیم برپا کردم و میوه هایی را از باغ پدربزرگم به رهگذران می فروختم. من علاقه مندی هایم را برای ریاضیات و استراتژی در این تلاش به کار گرفتم ، قیمت گذاری و توزیع را آزمایش کردم و انواع مختلف میوه ها را در سبدها ترکیب کردم ، همانطور که پدربزرگم با ظروف نقره ای خود انجام داده بود.



منبع اصلی

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

48  +    =  55