رها کردن گذشته اما دروس آن را


کسی مک کلور | زندگی به اصطلاح هزاره من

هنگامی که قصد برداشتن پلاک خودرو را داشتم ، متوجه شدم که این اسکوتر آخرین بار در سال 2014 ثبت شده است. من یک باند بانجی خراب ، یک فشار سنج لاستیک و یک جلیقه انعکاسی از فضای ذخیره سازی جلو بیرون آوردم و سپس دستم را روی صندلی نصب کردم که مادر من تلاش کرده بود تا به من کمک کند جایگزین خریداری شده توسط eBay را بپوشم. من هم فهمیدم که تقریباً از زمان شروع نشستن اسکوتر از eBay استفاده نکرده ام.

مادرم دوست دارد در مورد اینکه چگونه سعی کرده با پول نقد سرد من را رشوه دهد تا اسکوتر نخرد ، صحبت کند. هیچ یک از ما نمی توانیم مبلغ را به خاطر بسپاریم ، اما تقریباً کافی نبود. من اول یک اسکوتر قرمز ارزان قیمت خریداری کرده بودم که فقط چند هفته قبل از فروش آن و گرفتن یک وجه نقد از یک راگبی باز زن که شب به آنجا رانده بود ، آن را داشتم. آن روروک مخصوص بچه ها فقط 25 تا 30 مایل در ساعت می رفت و حتی برای سرسختی من می دانستم که حتی در ترافیک آرام هم ناامن است.

پس از پاسخ دادن به آگهی دیگر ، چند هفته بعد ، در لبه آشپزخانه ایستادم و اقساط پرداختی را که برای یک مرد جوان برای اسکوتر بعدی خود پرداخت می کردم ، چکش می زدم. در اتاق احساس پرتحرکی شدیدی وجود داشت ، نه به من ، بلکه بین زن و مردی که روبروی هم نشسته بودند و برای من مورب بودند.

وی گفت: “من اسكوتر را برای او خریده ام تا بتواند با من سوار شود.” “حالا که ما با هم نیستیم ، دیگر نیازی به آن نداریم.” نگاهش را دور کرد. بله با این حال ، از دست دادن روابط آنها معامله چانه زنی من بود.

هوندا الیت حدوداً یک ساله بود و به سختی 300 مایل در آن بود. سرعت متوسط ​​در حدود 45 مایل در ساعت و خاموش 50 مایل در ساعت با باد برگشت بود. میانگین مصرف گاز 90 مایل در هر گالن تأیید شده بود. اما گرفتن موج دوچرخه سوار؟ بسیار گرانبها.

مسلماً ، امواج من با لذت و سرخوشی شبیه برهنه به قیچی باد بازمی گردند ، و این اصلاً شبیه سلامی خنک و با یک انگشت از روی فرمان از دوچرخه سواران گریخته نیست. اما این دلیل حضور من در روروک بود. من جای خودم را می دانستم: من برای موتور سیکلت بسیار نامناسب اما کاملاً عجیب برای موتور 80 سی سی عجیب و غریب بودم.

من در آن زمان شخصیت خود را به شدت محاسبه و تنظیم کرده بودم. قبل از بچه ها ، قبل از شوهرم ، قبل از نقش های بیشماری که من در آن زندگی می کنم اکنون شروع به تعریف از خوب و بد من کردم. اما نگاه کردن به روروک مخصوص بچه های در حال فروپاشی هنوز قلبم را جلب کرد

بیشتر بخوانید اینجا:
رها کردن گذشته اما دروس آن را



منبع اصلی

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *