تجارت من ماهیانه بیش از 6 رقم تولید می کرد ، اما من دور شدم: “هدایت دیگران در مسیری که در آن بودم خطرناک بود”


7 دقیقه خواندن

نظرات بیان شده توسط کارآفرین همکاران خودشان هستند.

در حالی که سرم در دستانم است ، و توسط تیمم احاطه شده ام ، می توانم بیاد بیاورم که این کلمات را مرتباً می گفتم: “اگر می دانستم چه کاری باید انجام دهم ، آن را درست می کردم.” در داخل ، من تعجب می کردم که مشتری هایم را به کجا راهنمایی می کنم؟

تیمی که ساخته بودم ایمان خود را به رهبر خود از دست می داد و من گم شده بودم ، احساس ناتوانی و کاملا گیجی کردم. من می دانستم که توانایی را دارم ، اما انگیزه از بین رفته بود و به عنوان یک کارآفرین ، این روحیه را تضعیف می کرد.

من سالها در ساخت شرکت مربیگری خود وقت صرف کرده بودم ، که به مربیان شخصی کمک کرد تا تجارت تناسب اندام خود را گسترش دهند. این فقط در 18 ماه به یک تجارت یک میلیون دلاری تبدیل شد ، به من این امکان را می داد که از انگلیس نقل مکان کنم و در حالی که به بسیاری از افراد کمک کردم زندگی خود را تغییر دهند ، در کالیفرنیا زندگی کنم. من همیشه دوست داشتم به مردم کمک کنم.

اما پس از بسیاری از رشد شخصی، چیزی فقط احساس خوبی نداشت. این تنش با گذشت زمان در حال افزایش بود و باعث ایجاد اصطکاک شد و در نهایت بر مأموریت من تأثیر گذاشت زیرا من رانندگی خود را از دست داده بودم.

من در برابر تصمیمی فوق العاده دشوار و سخت گیر قرار گرفتم. آیا من همچنان سعی می کنم شرکت را دوباره به حرکت درآورم یا اینکه آن را رها کردم؟ این نبردی بود که من می رفتم و می رفتم تا اینکه سوالی از من پرسیدند که همه چیز را تغییر داد: “قلب شما چه می خواهد؟”

من قبلاً هرگز به تصمیم گیری خودم با این روش فکر نکرده بودم. صدای کوچکی شنیده می شد که روی من فریاد می کشید ، اما من آن را نادیده می گرفتم.

من می دانستم که باید چه کاری انجام دهم و این شامل خارج شدن از ملک 1.5 هکتاری در دره کارمل ، کالیفرنیا و رها کردن اتومبیل های ورزشی من بود. من برای یک زندگی جدید آماده بودم ، زندگی ای که بر پایه ای محکم از عشق به خود و تصمیمات روح محور بنا شده باشد ، نه آنچه خود من می خواست – حالا من تفاوت را فهمیدم. در حالی که شرکتی که من آن را اداره می کردم درآمد خوبی کسب می کرد ، پاداش مالی کافی نبود.

مربوط: روی سطح ، این کارآفرین همه چیز را داشت: میلیون ها نفر ، یک عمارت کنار ساحل ، ماشین های لوکس. اما زندگی جدید او در گذشته ای تاریک ساخته شد.

“اثر باند لاستیکی” همسویی کسب و کار

هنگامی که هم شغلی را اداره می کنید و هم شخصاً در حال رشد هستید ، مهم است که درک کنید که کسب و کار شما می تواند احساس کند ، فقط خاموش است. همانطور که تکامل می یابیم و اعتقادات و ارزشها و نگرش ما تغییر می کند ، آنچه احساس خوبی داشت احساس عجیبی داشت زیرا اکنون در فضای متفاوت دیگری زندگی می کنیم. اگر نتوانیم تغییراتی ایجاد کنیم که مطابق با قلب و روح ما باشد ، مثل این است که یک لاستیک را کشیده ایم و تا زمانی که بالاخره از بین می رود ، تنش غیر قابل تحمل می شود.

صادقانه بگویم ، بسیاری از مربیان شخصی که من با آنها کار می کردم ، در پیام های من چندان خوشایند نبودند. این قابل فهمه. این صنعت تمرکز زیادی بر ظاهر ظاهری دارد و ما این را در سراسر اینستاگرام می بینیم که افراد بیشتری به دنبال راهی خاص می روند و معتقدند که باعث ارتقا a یک فرد سالم می شود. من شروع کرده بودم که فراتر از این حرکت کنم ، و در حالی که برخی از مشتریانم به سمت کارهای درونی و موضوعاتی مانند مراقبه گرایش پیدا می کردند ، اکثر آنها این کار را نمی کردند: آنها فکر می کردند این کار “عجیب” و “وو وو” است ، درست مثل من.

بازاریابی من ، که متمرکز بر ایجاد مشاغل شش رقمی بود ، احساس ناراحتی نیز داشت ، و این زمانی بود که من تعجب کردم که من واقعاً کجای صنعت را رهبری می کنم



منبع اصلی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *