0

بعد از 17 سال ، من به عنوان یک برنامه نویس رایانه کار خود را رها کردم تا احساساتم را دنبال کنم. پرداخت شد

بازدید 5


6 دقیقه خواندن

نظرات بیان شده توسط کارآفرین همکاران خودشان هستند.

وقتی چهار ساله بودم ، می دانستم که می خواهم در زندگی چه کار کنم: قرار بود ستاره سینما شوم! پدر و مادرم موافقت نکردند. حدود 11 سالگی فکر کردم که رنگ آمیزی برای زندگی ممکن است خنک باشد. مامان اینطور فکر نمی کرد. دوست پسر خواهرم یک بار در آپارتمان ما بود ، و می خواست او را تحت تأثیر قرار دهد ، او با فریاد به من گفت: “هی ، می خواهی وقتی بزرگ شدی چه بشی؟”

این واضح بود. “یک خواننده!” گریه کردم.

جواب اشتباه بود

من راهی را که بیشترین مسافرت را انتخاب کردم – و خودم را گم کردم

در صورتی که نمی دانید ، من سوپراستار هالیوود نمی شدم. یادم رفته چطور نقاشی کنم. و تنها آهنگ هایی که الان می خوانم آهنگ های کودکانه برای بچه هایم است.

من در آن زمان برخی از برنامه نویسان رایانه را می شناختم. آنها شایسته ساختند پول و ساعات کاری خود را انجام دادند. از نظر تحلیلی ، این به عنوان یک سرمایه گذاری خوب و متوقف شده مورد توجه من قرار گرفت. مامان خوشحال می شود

سرانجام تسلیم فشار خانواده شدم و “شغلی را که باعث درآمد شما خواهد شد” انتخاب کردم.

وقتی به مادرم گفتم تصمیم دارم برنامه نویس کامپیوتر شوم ، یک مهمانی سه روزه برگزار شد. بسیار خوب ، نه ، اما شما می توانید شادی را تصور کنید.

مربوط: 4 نکته ای که باید در انتخاب مسیر شغلی مناسب در نظر بگیرید

شغل شما یک سرمایه گذاری است

من 17 سال کدگذاری کردم. من در این کار کاملاً خوب بودم ، هرگز عالی. این صورتحساب ها را پرداخت کرد.

اگر حرفه من یک سرمایه گذاری بود ، من این کار را انجام داده بودم 1.25٪ نرخ کوپن اوراق قرضه خزانه داری. خوب هنرها، یا چمدانم را برای هالیوود بستن ، مثل خرید بوده است بیت کوین در سال 2009.

پدر و مادرم به جای انتقاد از من برای پذیرفتن اوراق خزانه ، شاید خوب کار کرده باشند که به من چیزهایی یاد بدهند سرمایه گذاری در یک حرفه تمام سرمایه گذاری ها حاوی خطر. هرچه ریسک بیشتر باشد ، بازده بالقوه نیز بهتر است. راه حل این است که در مورد سرمایه گذاری ها اطلاعات کسب کنید تا ریسک را کاهش دهید ، نه اینکه سرمایه گذاری را متوقف کنید.

سالها بعد ، من شروع کردم سرمایه گذاری در نوشتن، علاقه هنری جدید من است. من نوشتن را شروع کردم زیرا می خواستم ثروتمند شوم (احمقانه من). من این خطر را کردم و ضرر کردم. اما من به نوشتن ادامه دادم.

من در شب شب نوشتم و وقتی دلار کتاب هایم را بدست آوردم ، تشویق کردم. من برای طرفداران نوشتم و هر وقت آنها برای من نامه هواداری می فرستادند ، رقص شادی می کردم. من برای نوشتم عشق از آن ، آرزوی خنداندن یا گریه کردن مردم است.

من با امید آرام و آرام گفتم که روزی ممکن است بتوانم برای امرار معاش این کار را انجام دهم.

مربوط: 4 ‌علمات onدسترسی نویسندگان C an می توان ‌ از ماتو ‌ cMcConaughey ‌ کتاب ‌ G «چراغهای جلو» یاد گرفت

هنرمند خوب

هنگامی که من 18 ساله بودم ، مادر و من به یک دانشجوی هنرهای زیبا رفتیم در حالی که آن دانش آموز یک شاهکار ذغال را روی کف اتاق خواب خود کشید. مادر می خواست در مورد ارزش نقدی تضمینی این فعالیت اطلاعاتی کسب کند. مادر که بالای سر این هنرمند ایستاده بود ، پرسید: “خوب ، چه می توانی انجام دادن با این مدرک؟ منظور من این است که برای پول

هیچ کس در اتاق نمی تواند به جواب قابل قبولی برسد. از دانشجویان بپرسید که با مهارت خود می توانند در ازای پرداخت پول کار کنند ، مانند این است که از کودکان چهار ساله نیز همین سوال را بپرسید. اگر می خواهید بدانید چگونه می توانید درآمد کسب کنید ، از شخصی که قبلاً درآمد کسب کرده است بپرسید.

سالها بعد ، غم و اندوهی را احساس کردم که وقتی متوجه شدم متخصصان انیمیشن دیجیتال همه هنرمندان خوبی هستند. آنها تصویرگران و نقاشان ، صاحب نظران با قلم و



منبع اصلی

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

8  +  2  =