آنچه آیزاک نیوتن و ریچارد برانسون می توانند در مورد غلبه بر ترس و شروع اهداف خود به شما بیاموزند


9 دقیقه خواندن

نظرات بیان شده توسط کارآفرین همکاران خودشان هستند.

راه اندازی مشاغل ، ارتباط با مخاطبان یا توسعه خود به عنوان فردی هرگز آسان نبوده است. ابزارهای دیجیتال ، دسترسی به اطلاعات و مثالهای مختلف به وفور یافت می شوند و مانند هر زمان دیگری در تاریخ بشر در هر رسانه ای ارائه می شوند. پس چرا کنار گذاشتن چیزها ، رویاپردازی درباره اتفاقاتی که می تواند رخ دهد یا شکایت از فرصت های از دست رفته بسیار آسان است؟

10 روز طول کشید از اولین روز دانشکده پزشکی من تا روزی که توانستم یک تیم عملیاتی را برای تعویض مفصل ران هدایت کنم. در طول این 10 سال ، من همچنین سه کسب و کار ایجاد کردم که خودم را یاد می دادم ، از نحوه کدگذاری ، نحوه استخدام تیم ، چگونگی توسعه فرهنگ شرکت برنده ، به طوری که تیم به همان اندازه که با ماموریت همسو هستم.

اما این مقاله ای در مورد چگونگی شکل گیری عادت های موفق ، با انگیزه ماندن یا به حداکثر رساندن یادگیری نیست. این یک نگاه متمرکز بر لیزر است که چگونه می توان در هر کاری شروع کرد و می فهمد چه چیزی مانع شما می شود. از این گذشته ، “اولین قدم همیشه سخت ترین مرحله است” ، و همانطور که از قانون اول حرکت نیوتن می دانیم ، “اشیا at در حالت استراحت تمایل به استراحت دارند.”

علم درد

هموستاز به عنوان “هر فرآیند خودتنظیمی که طی آن سیستم های بیولوژیکی تمایل به حفظ ثبات دارند در حالی که با شرایط مطلوب برای بقا سازگار هستند” تعریف می شود. به عنوان انسان حلقه های بازخورد فیزیولوژیکی ما ، مانند جنگ یا پاسخ به پرواز در برابر خطر ، به طور فعال ما را ایمن ، راحت و بدون درد نگه می دارد. اگرچه این برای افراد غاری که در طبیعت شکار غذا می کنند بسیار مفید بود و امروزه ما را از تهدیدات جسمی در امان نگه می دارد ، حلقه های بازخورد همراه با درک و زندگی مدرن اغلب به این معنی است که اگر باور کنیم که چیزی باعث درد یا ناراحتی ما خواهد شد ، بلافاصله سعی می کنیم برای جلوگیری از آن با استدلال داخلی یا اینرسی.

ترس به عنوان “احساسی ناخوشایند ناشی از تهدید خطر ، درد یا آسیب” تعریف می شود. وقتی این دو تعریف را با هم ترکیب کنیم ، آشکار می شود که تعلل، تردید و اینرسی را اغلب می توان ناشی از ترس از چیزی مربوط به وظیفه دانست. به آخرین باری که کاری را به تعویق انداختید یا کاری را انجام نداده اید فکر کنید. آیا از شکست ترسیدید یا اینکه ممکن است نتیجه مورد انتقاد قرار گیرد؟ آیا نگران بودید که این فرایند بخواهد باعث درد جسمی شما شود؟ آیا این فقط این واقعیت بود که شما راحت تر از تماشای استرس انجام کار به تماشای Netflix مشغول شدید؟

خوشبختانه این مکانیسم پیچیده فیزیولوژیکی ، با کمی تغییر ساختار ذهنی ، در واقع می تواند بزرگترین متحد شما در شروع کار باشد ، بر ترس غلبه کرده و شما را به خارج از منطقه راحتی خود منتقل کند تا بتوانید رشد کنید.

نویسنده استیون پرسفیلد در کتاب خود می نویسد جنگ هنر “در برهه ای از زمان ، درد انجام ندادن کاری بیشتر از درد انجام آن می شود.” وقتی تصمیم سختی گرفتم که کار خود را به عنوان یک جراح تروما و ارتوپدی برای کار تمام وقت در حرفه آموزش شرکت خود ترک کنم ، به این دلیل نبود که از پزشکی بیزارم. کاملاً برعکس: من آن را دوست داشتم. در واقع دو عامل اصلی این تصمیم عبارتند از:

  • ترس از دست رفتن و اینکه اگر کارم را رها نکنم و تمام وقت بروم چه اتفاقی برای خودم و تجارت می افتد
  • اگر تجارت موفقیت آمیز باشد ، می توانم رسالت و تأثیر گسترده تری بر جامعه داشته باشم

این قالب بندی مجدد ترس از اجتناب از تغییر به اجتناب از اینرسی همراه با یک مأموریت اساسی اساسی ، شما را پیشرو و عقب می اندازد اهداف برای کمک به شروع کار

این روش تقریباً در هر چیزی قابل استفاده است. به عنوان مثال ، دفعه بعد که به تعویق انداختید ، ابتدا این اتفاق را تشخیص داده و تصدیق کنید ، سپس آنچه را احساس می کنید یادداشت کنید و سعی کنید اعتقاد درونی خود را که باعث ترس شما می شود ، بازجویی کنید. بیایید اکنون به هدف عقب مانده و ماموریت کلان بپردازیم.

مربوط: 3 عادت روزانه که باعث می شود جف بزوس از شما پربارتر باشد

ماموریت کلان

یک معیار عقب مانده به شما می گوید که آیا به هدف خود رسیده اید ، در حالی که یک معیار سرب به شما می گوید که آیا احتمالاً به هدف خود رسیده اید. اگرچه درد و اهداف خرد اقدامات اصلی هستند ، اما ماموریت کلان شما تمرکز طولانی مدت شماست که همه چیز باید با آن همسو شود. هدف عقب مانده مأموریت به همان اندازه درک و سپس تنظیم مجدد ترس شما مهم است. داشتن یک هدف و تلاش برای چیزی بزرگتر از خودتان کمک می کند تا همه کارهایی که انجام می دهید را در یک چارچوب قرار دهید و آنها را تراز کنید. برای مقیاس بخشیدن به مشاغل ، فرهنگ قوی شرکت که مطابق با بیانیه ماموریت باشد می تواند تفاوت بین موفقیت و شکست باشد. ماموریت شما باید شخصی و چیزی باشد که به آن علاقه زیادی داشته باشید. باید بتواند شما را متمرکز کند ، یعنی



منبع اصلی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *